«گفتمان توحید؛ خوانشی استدلالی از باورهای دینی»

  • خانه

گفتمان توحید

29 بهمن 1404 توسط Kima.Blog

توحید در علم کلام اسلامی

«توحید» در علم کلام اسلامی، بنیادی‌ترین اصل اعتقادی و محور تمامی گزاره‌های الهیاتی است. متکلمان مسلمان، توحید را صرفاً به معنای «یکی بودن خدا» تعریف نکرده‌اند، بلکه آن را به معنای نفی هرگونه کثرت، ترکیب، مشابهت و استقلال در ذات، صفات و افعال الهی دانسته‌اند. در متون کلامی امامیه، توحید به معنای اعتقاد به «واجب‌الوجودی که در ذات، صفات و افعال یگانه و بی‌همتاست» تعریف می‌شود؛ یگانگی‌ای که نه صرفاً عددی، بلکه حقیقی و وجودی است.

در آثار متکلمان شیعه، توحید هم جنبه سلبی دارد (نفی تشبیه، نفی جسمانیت، نفی محدودیت) و هم جنبه ایجابی (اثبات کمال مطلق، علم، قدرت و حیات نامتناهی برای ذات الهی). از این رو، توحید در علم کلام اسلامی یک مفهوم چندلایه است که هم در ساحت نظری و هم در ساحت عبادی و عملی حضور دارد.

تأکید متکلمان بر تنزیه، نشان می‌دهد که توحید در سنت کلامی صرفاً یک اصل ذهنی نیست، بلکه سنگ‌بنای تصحیح تصور انسان از خداوند است؛ زیرا هرگونه انحراف در فهم توحید، به انحراف در نظام اعتقادی و حتی نظام اخلاقی می‌انجامد.

بررسی اقسام توحید در آثار متکلمان

متکلمان اسلامی، به‌ویژه در سنت امامیه، برای تبیین دقیق‌تر توحید، آن را به اقسام گوناگونی تقسیم کرده‌اند. این تقسیم‌بندی‌ها به منظور رفع ابهام‌ها و پاسخ به شبهات شکل گرفته‌اند.

۱. توحید ذاتی:

توحید ذاتی به معنای یگانگی ذات خداوند و نفی هرگونه کثرت و ترکیب از ذات اوست. بر اساس این دیدگاه، ذات الهی بسیط محض است و هیچ جزء، قوه یا ترکیبی در آن راه ندارد. این معنا از توحید، ریشه در تنزیه مطلق دارد و هرگونه تصور جسمانیت یا محدودیت را نفی می‌کند.

۲. توحید صفاتی:

در این مرتبه، سخن از نسبت صفات کمالی با ذات الهی است. متکلمان امامیه بر این باورند که صفات خداوند عین ذات او هستند، نه زائد بر ذات. این دیدگاه برای پرهیز از تکثر در ذات الهی مطرح شده است؛ زیرا اگر صفات، اموری زائد و مستقل از ذات باشند، نوعی کثرت در واجب‌الوجود لازم می‌آید.

۳. توحید افعالی:

توحید افعالی به معنای انحصار تأثیر حقیقی در خداوند است. در این نگاه، هیچ فاعل مستقلی در عالم وجود ندارد و تمامی اسباب و علل در طول اراده الهی عمل می‌کنند، نه در عرض آن. این معنا، اساس تحلیل‌های کلامی درباره جبر و اختیار و مسئله قضا و قدر را تشکیل می‌دهد.

4. توحید عبادی:

این مرتبه، جنبه عملی توحید است؛ یعنی انحصار عبادت، استعانت و خضوع در برابر خداوند. در حقیقت، توحید عبادی نتیجه منطقی توحید ذاتی و افعالی است؛ زیرا اگر خداوند یگانه و فاعل حقیقی است، تنها او شایسته پرستش خواهد بود.

این تقسیم‌بندی‌ها در آثار متکلمان شیعه به‌منظور دفاع عقلانی از اصل توحید و پاسخ به جریان‌های تشبیه، تجسیم و تفویض صورت گرفته است.

تمایز میان توحید فلسفی و توحید کلامی

 در بررسی مفهوم توحید، باید میان «توحید فلسفی» و «توحید کلامی» تمایز قائل شد؛ هرچند این دو در نهایت به یک حقیقت اشاره دارند.

🔹 توحید فلسفی بر پایه برهان‌های عقلی و تحلیل‌های هستی‌شناختی شکل می‌گیرد. در این رویکرد، خداوند به عنوان «واجب‌الوجود» معرفی می‌شود که وجودش عین ذات اوست و هیچ‌گونه امکان یا نقصی در او راه ندارد. استدلال‌هایی مانند برهان امکان و وجوب و برهان صدیقین، چارچوب فلسفی اثبات توحید را شکل می‌دهند.

🔹 توحید کلامی بیشتر ناظر به دفاع از آموزه‌های دینی در برابر شبهات است. متکلم، افزون بر استفاده از عقل، به نصوص دینی نیز استناد می‌کند و دغدغه اصلی او حفظ تنزیه و جلوگیری از انحراف‌های اعتقادی است.

در نتیجه، توحید فلسفی بیشتر به «اثبات» می‌پردازد، در حالی که توحید کلامی علاوه بر اثبات، وظیفه «دفاع» و «تبیین» را نیز بر عهده دارد. در سنت امامیه، این دو رویکرد به‌ویژه در آثار متأخران به هم نزدیک شده‌اند و نوعی هم‌افزایی میان فلسفه و کلام پدید آمده است.

دیدگاه‌های شیخ مفید در تبیین توحید و نفی تشبیه

شیخ مفید از برجسته‌ترین متکلمان امامیه در قرن چهارم و پنجم هجری است که نقش مهمی در تثبیت مبانی تنزیهی توحید ایفا کرد. او در آثار کلامی خود، با جریان‌های مشبهه و مجسمه به‌طور جدی مقابله کرد و هرگونه نسبت جسمانیت، مکان‌مندی و محدودیت را از خداوند نفی نمود.

در اندیشه شیخ مفید، توحید مستلزم نفی صفات مخلوقات از خداوند است. او تأکید می‌کند که خداوند نه جسم است، نه در مکان قرار می‌گیرد و نه قابل اشاره حسی است. این رویکرد، پاسخی مستقیم به جریان‌هایی بود که با ظاهرگرایی افراطی، برخی اوصاف را به‌صورت مادی تفسیر می‌کردند.

از منظر شیخ مفید، صفات الهی عین ذات‌اند و هرگونه کثرت واقعی در ذات خداوند با اصل توحید منافات دارد. این دیدگاه، نقش مهمی در شکل‌گیری سنت کلامی امامیه ایفا کرد و مبنای تحلیل‌های بعدی قرار گرفت.

تحلیل تقریر توحید در آثار علامه طباطبایی با تأکید بر تفسیر المیزان

علامه طباطبایی در قرن چهاردهم هجری، با رویکردی فلسفی ـ تفسیری، تقریری نو از توحید ارائه کرد. در تفسیر المیزان، توحید نه صرفاً یک اصل اعتقادی، بلکه حقیقتی جاری در سراسر نظام هستی معرفی می‌شود.

علامه، با بهره‌گیری از مبانی حکمت متعالیه، توحید را در قالب «فقر ذاتی ممکنات» تحلیل می‌کند. بر اساس این دیدگاه، تمامی موجودات در اصل وجود خود وابسته و قائم به خداوندند و هیچ استقلالی از خود ندارند. این تحلیل، توحید افعالی را به مرتبه‌ای عمیق‌تر می‌برد و آن را به ساختار هستی پیوند می‌زند.

در المیزان، آیات مرتبط با توحید به‌گونه‌ای تفسیر می‌شوند که نشان‌دهنده وحدت نظام آفرینش و نفی هرگونه دوگانگی در تدبیر عالم است. از منظر علامه طباطبایی، توحید نه‌تنها اصل اول اعتقادات، بلکه مبنای فهم صحیح از انسان، تاریخ و جامعه است.

مراتب توحید؛ از توحید ذاتی تا توحید افعالی:

شناخت مراتب توحید یکی از بنیادی‌ترین مباحث در علم کلام اسلامی و حکمت الهی است. متکلمان امامیه و حکمای اسلامی برای تبیین دقیق یگانگی خداوند، توحید را به چهار مرتبه اصلی تقسیم کرده‌اند: توحید ذاتی، توحید صفاتی، توحید افعالی و توحید عبادی. این تقسیم‌بندی، هم پاسخگوی شبهات اعتقادی است و هم چارچوبی منسجم برای فهم عمیق‌تر توحید ارائه می‌دهد.

توحید ذاتی و نفی کثرت در ذات واجب:

توحید ذاتی به معنای یگانگی مطلق ذات خداوند و نفی هرگونه جزء، ترکیب یا کثرت در ذات اوست. در نگاه متکلمان امامیه، واجب‌الوجود نمی‌تواند مرکب باشد؛ زیرا هر مرکبی نیازمند اجزاء خویش است و نیاز با وجوب وجود سازگار نیست.

حکمای اسلامی نیز با تحلیل وجودی، بساطت ذات را اثبات می‌کنند و معتقدند وجود صرف، هیچ کثرتی را نمی‌پذیرد. بنابراین، چه در تقریر کلامی و چه در تقریر فلسفی، توحید ذاتی بر اصل «بساطت مطلق ذات الهی» استوار است.

توحید صفاتی و عینیت صفات با ذات:

در بحث توحید صفاتی، مسئله اصلی نسبت صفات الهی با ذات خداوند است. متکلمان امامیه با تأکید بر اصل تنزیه، قائل به «عینیت صفات با ذات» هستند؛ یعنی علم، قدرت و حیات الهی چیزی افزون بر ذات نیستند، بلکه عین ذات‌اند.

حکمای اسلامی نیز با تکیه بر بساطت وجود، همین نتیجه را از مسیر فلسفی اثبات می‌کنند. در این نگاه، کثرت صفات ناشی از محدودیت فهم انسان است، نه ناشی از تکثر در ذات حق. این تحلیل، جایگاه مهمی در تبیین مراتب توحید دارد.

توحید افعالی و نفی استقلال علل:

توحید افعالی به معنای انحصار تأثیر حقیقی در خداوند و نفی استقلال علل است. در علم کلام امامیه، همه اسباب و موجودات در طول اراده الهی اثر می‌گذارند، نه در عرض آن. این دیدگاه پایه نظریه «امر بین الامرین» در مسئله اختیار انسان است.

در حکمت اسلامی نیز تأکید می‌شود که موجودات در اصل وجود خود وابسته به خداوندند؛ بنابراین، هیچ فاعل مستقلی در برابر او وجود ندارد. توحید افعالی، پیوند عمیقی با مباحث قضا و قدر و نظام علّی عالم دارد و از ارکان اصلی مراتب توحید به شمار می‌رود.

توحید عبادی و انحصار عبادت در ذات حق:

توحید عبادی نتیجه عملی مراتب توحید است. اگر خداوند در ذات، صفات و افعال یگانه است، تنها او شایسته عبادت و خضوع خواهد بود. در اندیشه امامیه، هرگونه پرستش یا استعانت با اعتقاد به استقلال غیر الهی، با توحید عبادی ناسازگار است.

حکمای اسلامی نیز عبادت را ثمره معرفت توحیدی می‌دانند؛ هرچه شناخت انسان از مراتب توحید عمیق‌تر باشد، عبودیت او خالص‌تر خواهد بود.
بررسی مراتب توحید در علم کلام اسلامی نشان می‌دهد که توحید صرفاً یک اصل نظری نیست، بلکه نظامی منسجم از باور، تحلیل عقلانی و جهت‌گیری عملی است. متکلمان امامیه با رویکرد تنزیهی و دفاعی، و حکمای اسلامی با رویکرد وجودشناختی، هر دو در تثبیت توحید ذاتی، صفاتی، افعالی و عبادی هم‌سو هستند.

شناخت دقیق این مراتب، نقش مهمی در پاسخ به شبهات اعتقادی و احیای گفتمان توحید در اندیشه معاصر دارد.

 نظر دهید »
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

«گفتمان توحید؛ خوانشی استدلالی از باورهای دینی»

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس